تبليغاتX
◦◦◦◦◦۝ دهکده ی به نام عشق ۝◦◦◦◦◦
◦◦◦◦◦۝ دهکده ی به نام عشق ۝◦◦◦◦◦
اگر عشقی نباشه آدمی نیست...و اگر آدم نباشه زندگی نیست...
دل روشنی دارم ای عشق .....

صدایم کن از بارش بید مجنون

دل روشنی دارم ای عشق

صدایم کن از هر کجا می توانی

صدا کن مرا از صدفهای سرشار باران

صدا کن مرا از گلوگاه سبز شکفتن

صدایم کن از خلوت خاطرات پرستو

بگو پشت پرواز مرغان عاشق

چه رازیست؟

بگو با کدامین نفس

می توان تا کبوتر سفر کرد؟

بگو با کدامین افق

می توان تا شقایق خطر کرد؟

مرا می شناسی تو ای عشق

من از آشنایان احساس آبم

و همسایه ام مهربانیست

و توفان یک گل

مرا زیر و رو کرد

پرم از عبور پرستو

صدای صنوبر

سلام سپیدار

پرم از شکیب و شکوه درختان

و در من طپشهای قلب علف

 ریشه دارد

دل من ، گره گیر چشم نجیب گیاهست

صدای نفسهای سبزینه را می شناسم

و نجوای شبنم

مرا می برد تا افقهای باز بشارت

مرا می شناسی تو ای عشق

که در من گره خورده احساس رویش

گره خورده ام من به پرهای پرواز

گره خورده ام من به معنای فردا

گره خورده ام من به آن راز روشن

که می آید از سمت سبز عدالت

دل تشنه ای دارم ای عشق

صدایم کن از بارش بید مجنون

صدایم کن از ذهن زاینده ابر

مرا زنده کن زیر آوار باران

مرا زنده کن در نفسهای بار آور برگ

مرا خنده کن بر لبانی

که شب را نگفتند

مرا آشنا کن به گلهای شوقی

که این سو شکستند وآن سو شکفتند

دل نورسی دارم ای عشق

مرا پل بزن تا نسیم نوازش

مرا پل بزن تا تکاپوی خورشید

مرا پل بزن تا ظهور جوانه

مرا پل بزن تا سحر

تا سبد های بارآور باغ

دل عاشقی دارم ای عشق

صدایم کن از صبر سجاده شب

صدایم کن از سمت بیداری کوه

صدایم کن از اوج یک شیهه

بر قله صبح

صدایم کن از صبح یک مرد

بر مرکب نور

صدایم کن از نور یک فتح

بر شانه شهر

ترا می شناسم من ای عشق

شبی عطر گام تو در کوچه پیچید

من از شعر پیراهنی بر تنم بود

به دستم چراغ دلم را گرفتم

و در کوچه عطر عبور تو پر بود

و در کوچه باران چه یکریز و سرشار

گرفتم به سر چتر باران

کسی در نگاهم نفس زد

و سرتاسر شب

پر از جستجوی تو بودم

و سرتاسر روز

پر از جستجوی تو هستم

صدایم کن ای عشق

صدایم کن از پشت این جستجوی همیشه

دل روشنی دارم ای عشق .....

 

|+| نوشته شده توسط شلال در شنبه 4 خرداد1387 ساعت 1:29 |

نشانی ..............

 من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم:

 درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان

 غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو!

 کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و

 کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ

 بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي

 

|+| نوشته شده توسط شلال در جمعه 3 خرداد1387 ساعت 17:53 |

بدون شرح...
اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد
|+| نوشته شده توسط شلال در جمعه 3 خرداد1387 ساعت 17:52 |

می نویسم ولی ..............

می نویسم به یـــــــــادت می نویسم به نامت

 

تا همیشه در قلبم یاد تو برایم خاطــــــره باشد

 

می نویسم که همیشه در خاطــــــراتم زنده باشی

 

با اینکه فراموش شده ام بازم هم به یادت می نویسم

 

تا دلـــــــــــــم  به ایـــن نوشـــته ها امــیـــدوار باشد

 

دســـتــــهایم از نوشتـــن هیچوقت خسته نمی شوند تا

 

زمانیکه برگردی فــقــط یک بار بگویی دوستت دارم

 

 آن روز فقط برای یه لحظه فکر میکنم که تمام دنیا را

 

 دوباره به من دادند می نویسم به یاد روزهایی که برایم

 

هر روزش،سالها و هر ماهش،قرنها بود می نویسم به یاد

 

 آن روز هایی که قلبم هزاران بار شکست ولی هچوقت

 

نذاشت که تو شکستن آن را بفهمی می نویسم برای تو

 

تا بهت بفهمانم که دوست داشتن یعنی چه ولی افسوس

 

فکر نکنم که تو هیچوقت معنی دوست داشتن را درک کنی

 

می نویسم ولی ..............

|+| نوشته شده توسط شلال در جمعه 3 خرداد1387 ساعت 17:45 |