تبليغاتX
◦◦◦◦◦۝ دهکده ی به نام عشق ۝◦◦◦◦◦
◦◦◦◦◦۝ دهکده ی به نام عشق ۝◦◦◦◦◦
اگر عشقی نباشه آدمی نیست...و اگر آدم نباشه زندگی نیست...
ای کاش

ای کاش مانیتورت بودم...تا همیشه مقابلت بودم

ای کاش کیبوردت بودم...
تا همیشه در چنگت بودم

ای کاش موست بودم...تا همیشه تو مشتت بودم

ای کاش موبایلت بودم...تا همیشه همراهت بودم

ای کاش ویست بودم...تا همیشه در گوشت بودم

ای کاش پسوردت بودم،تا همیشه تو خاطرت بودم

|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 11 مرداد1386 ساعت 5:18 |

دادگاه عشق
در دادگاه عشق

 

                        قسمم قلبم بود

 

                                                   وكيلم دلم بود

 

                                                                          و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان

 

 

قاضي نامم را بلند  خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد

 

                                                                                      پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ

 

كنار چوبه ي دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگويم

 

                                                                          و من گفتم به تو بگويند:

 

                                                                                                             " دوستت دارم"

 

خيلي دوستت دارم خيلي زياد

 

|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 11 مرداد1386 ساعت 5:13 |

بنويس

 

براش بنويس دوستت دارم

 

 

آخه مي دوني

 

 

آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن

ولي يه نوشته به اين سادگيا پاك شدني نيست.

 

 Click Here For Get More E-mail @ Sare2008 Group

 

 

 

 

 

گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره

 

ولی تو بنويس ..

تو ...
بنويس .
 
 
 
 
 
 
 
 
چشمان تو ...
 
 
 
 
|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 11 مرداد1386 ساعت 5:10 |

همــــــــــسايه

             سايه ام عاشق سايه ات شده

                                     مي خواستم ببينم آيا مي توانيم همــــــــــسايه شويم؟

 

 

 

|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 11 مرداد1386 ساعت 5:7 |

باغچه نو مبارك!

چقدر سخته گل آرزوهات رو توي باغ ديگري ببيني

 

 

و هـــزار بار توي خودت بشكني و

 

 

اون وقت آروم زير لب بگي:

 

 

گل من باغچه نو مبارك!

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 11 مرداد1386 ساعت 5:5 |

سنگ

روزي از  سنگي پرسيدند: " آيا دوست داشتي انسان باشي؟"

پاسخ داد: " نه!"

گفتند:" چرا؟"

گفت: " آن قدر سنگ نشدم كه آرزو كنم انسان باشم."

|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 11 مرداد1386 ساعت 4:59 |

بوسه

 

بوسه يعني وصل شيرين دو لب
بوسه يعني خلسه در اعماق شب

 

 

 

 

 

 

 

بوسه يعني مستي از مشروب عشق

 بوسه يعني آتش و گرماي تب

 

 

 

 

 

 

 

 

بوسه يعني لذت از دلدادگي
لذت از شب , لذت از ديوانگي

 

 

 

 

 

 

 

 

بوسه يعني حس طعم خوب عشق

 طعم شيريني به رنگ سادگي

 

 

 

 

 

 

 

بوسه آغازي براي ما شدن

 لحظه اي با دلبري تنها شدن

 

 

 

 

 

 

 

 

بوسه سرفصل كتاب عاشقي

 بوسه رمز وارد دلها شدن

 

 

 

 

 

 

 

بوسه آتش مي زند بر جسم و جان
بوسه يعني عشق من , با من بمان

 

 

 

 

 

 

 

 

شرم در دلدادگي بي معني است
بوسه بر مي دارد اين شرم از ميان

 

 

 

 

 

 

 

طعم شيرين عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسه اي يك بوسه است

 

 

 

 

 

 

 

بهترين هديه پس از يك انتظار
بشنويد از من فقط يك بوسه است

 

 

 

 

 

 

 

بوسه را تكرار مي بايد نمود
بوسه يعني عشق و آواز و سرود

 

 

 

 

 

 

 

بوسه يعني وصل جانها از دولب
بوسه يعني پر زدن , يعني صعود

 

 

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 11 مرداد1386 ساعت 4:56 |

دوستی برای همیشه

 

 

تو روز مرا روشن کردی

کمک کردی تا راه درست را انتخاب کنم

تو دوست منی

تو دستم را گرفتی و کمکم کردی تا بفهمم که دوستمی

 

و وقتی آسمان من ابری و خاکستری است

تو فقط میدونی که چی باید بگی

چون که ما با هم دوستیم دوستانی برای همیشه

و در طول دوستیمان آواز می خوانیم

آری ما دوستیم و دوستیم

و ما با یکدیگر خواهیم بود

من می دونم که چطور بهم تعلق داریم

 

تو در زمانهای خوب و بد اونجایی

زمانی که من خوشحالم و یا ناراحت تو دوست منی

من به تو اعتماد دارم و من هم آنجا برای تو خواهم بود

تو دوست منی

 

و وقتی سالها می گذرد و روزی می رسد که ما به ناچار باید جدا شویم

تو در قلب من باقی خواهی ماند

چون که ما با هم دوستیم دوستانی برای همیشه

و در طول دوستیمان آواز می خوانیم

آری ما دوستیم و دوستیم

و ما با یکدیگر خواهیم بود

من می دونم که چطور بهم تعلق داریم

 

هیچ کلمه ای نیست تا بر زبان آورم

تا از تو تشکر کنم برای اینکه دوست منی

|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 11 مرداد1386 ساعت 4:51 |

به خاطر داشته باش ....

همواره به خاطر داشته باش:

ارزش زمان

لذت کار کردن

التزام وظيفه

قدرت مهرباني

دانش صرفه جويي

خاصيت بردباري و شكيبايی

 

Sare2008 Group

 

بذر عشق را بکار، روزبروز آبش بده، و صبورانه شاهد رشدش باش.

 

|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 11 مرداد1386 ساعت 4:49 |

...
اگه كسي ديوونت بود، عاشقش باش.
 
اگه كسي عاشقت بود، دوستش داشته باش.
 
اگه كسي دوستت داشت، بهش علاقه نشون بده.
 
اگه كسي بهت علاقه نشون داد، فقط يه لبخند بزن.
 
اينطوري وقتي هميشه يه پله ازش عقب باشي،
 
اگه يه وقت خسته شد و يه پله جا موند،
 
تازه مي شين مثل هم!
|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 11 مرداد1386 ساعت 4:40 |

اتل، متل، توتوله...قصه عشق چه جوره؟
 
چشم چشم، دو ابرو... شدي عاشقه يارو.
 
تاب تابه خمير، واسه عشق نمير.
 
يه توپ دارم قلقليه، عشق هم يه جور بي دليه.
|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 11 مرداد1386 ساعت 4:40 |

چيني شكسته دل ديگه پيوند شدني نيست
توي اين دنياي بي حاصل بودن
با همه، شكستگي هاي دل من
با همه، تلخيه قصه تو با من
من كه حيفم مياد از گلايه كردن
ارزش گلايه من بيش از اينهاست
نه براي اون كسي كه اهل سوداست
كسي كه لحظه به لحظه رنگ دنياست
منه ساده به خيالم از خود ماست
 
سهم من از تو چه بوده غير آزار
تويي كه دنيا برات شده يه بازار
من تو رو به چشم ياري ديده بودم
تو منو اما به چشم يه خريدار
ارزش گلايه من بيش از اينهاست
نه براي اون كسي كه اهل سوداست
 
تو رو بايد مي شناختم كه هزارتا چهره داشتي
روي احساس دل من داشتي قيمت مي گذاشتي
تو نتونستي بفهمي كه وفا خريدني نيست
چيني شكسته دل ديگه پيوند شدني نيست
 
سهم من از تو چه بوده غير آزار
تويي كه دنيا برات شده يه بازار
من تو رو به چشم ياري ديده بودم
تو منو اما به چشم يه خريدار
 
|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 11 مرداد1386 ساعت 4:37 |

نيروي عشق
گاهي در خلوت تنهاييمون وقتي بارون غم پنجره سكوت خستگيهامونو نمناك ميكنه.
وقتي طوفان بي پناهي داره از پا درمون مياره .
وقتي دلمون زير فشار سختيها به گريه پناه مي بره
شايد وسعت دريا بتونه كمي آروممون كنه
دريا
با اون ارامش خيالي هنگامي كه فرياد دردهاش موجي ميشه وهراسون به ساحل پناه مي بره
گويي دنبال گمشده اي ميون صخره ها رو جستجو ميكنه
شايد غربت و انتظار كوير كمك كنه تنهايي خودمونو فراموش كنيم.
نگاه كوير ترانه بارون رو زمزمه ميكنه
باروني كه زخمهاي كهنه و عميقشو التيام بده
شايد دريا هيچ وقت گمشدشو پيدا نكنه
شايد كوير تا هميشه در انتظار بارون زخمهاي جديدتري رو تجربه كنه
ولي قدرتي جادويي اجازه نميده خستگي دريا و تنهايي كوير از پا درشون بياره
نيرويي كه در تلخ ترين لحظات شيريني رسيدن رو به يادشون مي ياره
    نيروي عشق
|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 11 مرداد1386 ساعت 4:28 |

... ؟؟؟ !!!

عاشق ؛

      كم است؛

           سخن عاشقانه؛ فراوان....

محبوبي در كار نيست.

اما!!!

مطربان ولگرد؛به آساني؛از خوبترين محبوبان خويش؛

و غيبت ايشان؛ فرياد كشان و مويه كنان سخن مي گويند.

ديگر كلام عاشقانه ؛دليل عشق نيست؛

و

آواز عاشقانه خواندن؛دليل عاشق بودن…….

|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 11 مرداد1386 ساعت 4:19 |

 دارم از تو مي نويسم... 

با توچه زندگي هايي که تو روياهام نداشتم

تک و تنها بودم اما تو رو تنها نگذاشتم

چه سفرها با تو کردم

چه سفرها تو رو بُردم

دم مرگ رسيدَم اما به هواي تو نمٌردم

دارم از تو مينويسم

که نگي دوست ندارم

از تو که با يه نگاهَت

زير و رو شد روزگارَم

دارم از تو مينويسم

موقع نوشتن  و وقت اسم گُذاشتن

کسي جز تو رو نداشتم

اسمي جز تو نميذاشتم

من تمام قصه هام قصه توست

اگر غَمگينه اون از غُصه توست

 

 زندگي هايي که تو روياهام نداشتم

تک و تنها بودم اما تو رو تنها نذاشتم

حتي من به آرزوهات تو را آخر ميرسوندم

ميرسيدي تو!! من اما آرزو به دل مي موندم

توي گفتن و نگفتن از چه روزهايي گذشتم

اون قده رفتم و رفتم

 اين قده رفتم و رفتم

که هنوز هم برنگشتم

 

 من تمام قصه هام قصه توست

اگر غمگينه اون از غصه توست

 هرچي شعر عاشقانه است من براي تو نوشتم

توجهنم بودم سوختم اما مي نوشتم تو بهشتَم

اگه عاشقانه گفتم عشق تو باعثه

اگرمُردم تو بدون كه چه  کسي باعثه

|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 11 مرداد1386 ساعت 4:18 |

عشق داشتن ؟؟؟

وقتي آدم عاشق باشد، همه چيز معناي بيشتري ميابد. در جهان سه چيز جاودانه است: ايمان و اميد و عشق اما برترين آنها عشق است. عشق بردبار است, همه چيز را تحمل ميكند, همه چيز را باور دارد, منتظر همه چيز است, چون عشق ميتواند بفهمد. عشق در آتش حسد نميسوزد زيرا عشق حسد نمي ورزد. اگر ايمانم چنان كامل باشد تا آنجا كه كوه ها را جابجا كنم اما عشق نداشته باشم هيچم. در عشق خطري وجود ندارد و تو خود اين را خواهي آموخت, هزاران سال است كه آدميان يكديگر را جسته اند و يكديگر را يافته اند. در حقيقت براي عشق هيچ چيز دشوار نيست, به راستي باور دارم كه بار عشق رنج آور نيست. عشق چنان عميق است كه عاشق هر پاداشي را ناديده ميگيرد. عشق بورزيد چرا كه عشق عطيه برتر است.

|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 11 مرداد1386 ساعت 4:14 |

زندگي و رياضيات ////
كاش مي شد، زندگي مثل قدر مطلق فقط مثبت بود. اي كاش از زندگيمون ليميت مي گرفتيم به سمت مثبت بي نهايت. ولي زندگي همش از آدم راديكال مي گيره. هر چي هم كه بزرگ باشه، باز هم كوچك مي شه. اي كاش كه خوبيهامون را به توان برسونيم و از بيدهامون راديكال بگيريم با فرجه n....
|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 11 مرداد1386 ساعت 4:11 |

آشناي ديروز ...

چقدر راحت و آسان
يكديگر را در غبار ردپاي گذشته ها
به فراموشي مي سپاريم
و چقدر بي دغدغه
به با هم بودنمان پشت پا مي زنيم
در تعجم اگر ؛
قدرت حافظه گهگداري
تصورات محو و كمرنگ گذشته را
در رگهاي تن ما ، جاري نمي كرد ؛
چطور مي توانستيم هويتي را
كه ساخته همين گذشته هاست را
يدك كش زندگيمان كنيم؟!
با تو هستم اي غريبه !
اي كه نگاهت آشناي ديروز من بود
با تو !
كه امروز به صدايت تفاخر غباري نشسته
كه از گرد فاصله هايمان موجوديت گرفته
اي كاش !
نقاب بي تفاوتي و بيگانگي ات را كنار مي زدي
تا يكبار ديگر؛
در آغوش صدايت جا خوش كنم
و فرزند خيالم را
در روشنايي حضورت ؛
صميمانه به پرواز درآورم
و مرغ خيالم را جستجوگر
صميميت گذشته مان كنم
و اي كاش بداني ؛
كه آنوقت در نگاهم
جهاني از حرارت و زيبايي
 محبت و مهرباني
فدايي لبخند تو خواهد شد...

|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 11 مرداد1386 ساعت 4:4 |

گلايه!!!

گله ميكرد ز مجنون ليلي

 كه شده رابطه مان ايميلي

حيف از آن رابطه  انساني

 كه چنين شد كه خودت ميداني

عشق وقتي بشود داتكامي 

 حاصلش نيست به جز ناكامي

نازنين خورده مگر گرگ تو را 

 برده يا داتنت و داتارگ تو را

بهرت ايميل زدم پيشترك 

 جاي سابجكت نوشتم: به درك

به درك گر دل من غمگين است

 به درك گر غم سنگين است

به درك رابطه گر خورده ترك 

 قطع آن هم به جهنم به درك

آنقدر دلخورم از اين ايميلم 

 كه به اين رابطه هم بيميلم

مرگ ليلي نت و مت را ول كن 

 همه را جاي OK كنسل كن

OFF كن كامپيوتر را جانم 

 يار من باش و ببين من ON ام

اگرت حرفي و پيغامي هست 

 روي كاغذ بنويس با دست

نامه يك حالت ديگر دارد 

 خط تو لطف مكرر دارد

خسته از Font و ز Format شده ام 

 دلخور از گردالي @ (ات) شده ام

كرد ريپلاي به ليلي مجنون 

 كه دلم هست از اين سابجكت خون

باشه فردا تلفن خواهم كرد 

 هر چه گفتي كه بكن خواهم كرد

زودتر پيش تو خواهم آمد 

 هي مرتب به تو سر خواهم زد

راست گفتي تو عزيزم ليلي 

 ديگر از من نرسد ايميلي

نامه هاي پست نمودم بهرت 

 به اميدي كه سرآيد قهرت...

|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 11 مرداد1386 ساعت 3:58 |

ديروز و امروزم را به پاي تو ريختم تا بداني فردايم را از تو دريغ نمي كنم. اما دريغ و صد افسوس، كه نخواستي بداني.
|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 11 مرداد1386 ساعت 3:54 |