![]() پس از رفتنت آرزوهایم را دفن خواهم کرد ... دفتر خاطراتم را به آب خواهم انداخت ... وقاب عکس اتاقم را پستوی زمان خواهم سپرد ... نبودنت را باور خواهم کرد و اجازه ی ورود هیچ نگاهی را به آرزوهایم نخواهم داد ... اما کاش قبل از رفتنت ... به گنجشک های شهر سپرده باشی برق انتظار را در چشمانشان نگاه دارند... شاید رفتنت را برگشتی دوباره باشد... این وبلاگ را تقدیم می کنم به آرزو خودم که خیلی دوستش دارم . M - A
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387 هفته چهارم شهریور 1387 هفته سوم شهریور 1387 هفته دوم شهریور 1387 هفته اوّل شهریور 1387 هفته چهارم مرداد 1387 هفته سوم مرداد 1387 هفته دوم مرداد 1387 هفته اوّل مرداد 1387 هفته دوم تیر 1387 هفته اوّل تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته اوّل خرداد 1387 هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته سوم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته سوم دی 1386 هفته دوم دی 1386 هفته اوّل دی 1386 هفته دوم آبان 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته اوّل شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته دوم مرداد 1386 هفته سوم تیر 1386 هفته دوم تیر 1386 هفته چهارم خرداد 1386 هفته چهارم اسفند 1385 هفته سوم اسفند 1385 هفته دوم اسفند 1385 هفته اوّل اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385 هفته اوّل دی 1385 هفته چهارم آذر 1385 هفته سوم آذر 1385 هفته دوم آذر 1385 هفته اوّل آذر 1385 هفته اوّل آبان 1385 هفته چهارم مهر 1385 جستجو
پیوندها
بوی عشق
هر آهنگی که دوست دارید چرا عاشق شدم من ( آزاده خانوم) شادی و عشق دل شكسته (مهسا خانونم ) خلوت گاهشمار تاریخ ایران و جهان خوشگلهای کابل بیان اینجا ( آقا مختار ) بــــانـــوی مــــهتاب ( عسل خانم ) می خوام ببوسمت ( الهه خانم ) دختر ایرونی چقدر عاطفه تنهاست بین آدمها ( عاطفه خانم ) زيباي خفته ( فرح انگیز خانم ) ( گوگوش خانم ) آريان تا بي نهايت ( مهسا خانم ) ×××حديث عشق×××ساناز دانستنيهاي روانشناسي (سیما خانم ) دانلود بهترين آهنگ هاي ايراني ۩۞۩ دختر- پسر- زن - مرد ۩۞۩ عشق و آتش(داوود) اخبار وبلاگ ها ليست وبلاگ ها قالب هاي وبلاگ اخبار ايران اخبار ICT تفريحات اينترنتي تالارهاي گفتگو فروشگاه اینترنتی :: طراح قالب:: پیوندهای روزانه
RSS
>
|
◦◦◦◦◦ دهکده ی به نام عشق ◦◦◦◦◦
اگر عشقی نباشه آدمی نیست...و اگر آدم نباشه زندگی نیست... اشک ندامت...
به جاي دسته گلي که فردا بر گورم نثار ميکني |+| نوشته شده توسط شلال در شنبه 12 اسفند1385 ساعت 19:44
با تو چگونه ام؟؟؟
با تو حسّ شعر در من بيشتر گل مي كند |+| نوشته شده توسط شلال در شنبه 12 اسفند1385 ساعت 19:41
وداع...
می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه ی خویش به خدا میبرم از شهر شما دل شوریده و ویرانه ی خویش میبرم، تا که در آن نقطه دور شستوشویش دهم از رنگ گناه شستوشویش دهم از لکه ی عشق زین همه خواهش بی جا و تباه می برم تا ز تو دورش سازم زتو، ای جلوه ی امید محال می برم زنده به گورش سازم تا از این پس نکند یاد وصال ناله می لرزد، می رقصد اشک آه، بگذار که بگریزم من از تو، ای چشمه ی جوشان گناه شاید آن به که بپرهیزم من بخدا غنچه ی شادی بودم دست عشق آمد و از شاخم چید شعله ی آه شدم، صد افسوس که لبم باز بر آن لب نرسید عاقبت بند سفر پایم بست می روم خنده به لب، خونین دل می روم از دل من دست بردار ای امید عبث بی حاصل |+| نوشته شده توسط شلال در شنبه 12 اسفند1385 ساعت 16:46
حكايت ...
حکايتي مينويسم بر پرده دل اگر عاشقي عشق را باور کن بر آستان قلبت بنويس عاشقم تا وقتي زنده ام تاج عشقت را بر سر بگذاربا کلامي ساده فرياد بزن دوستت دارم دوستت دارم نگاهت را از عشقت بر نداردستت را از دستش جدا مکن برايش بمان برايش بميرحالا که ميدانم تو هم عاشقي آفرين به تو آفرين به تو توكه با من تا آخر حکايت آمديآفرين به تو که وفادارحکايت عشقي
|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 10 اسفند1385 ساعت 16:4
راه عشق ...
|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 10 اسفند1385 ساعت 15:54
گل ... پروانه ... شمع ... عشق !!
|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 10 اسفند1385 ساعت 15:52
قایق عشق ...
اومدى تو سرنوشتم بى بهونه پا گذاشتى امّا تا قايقى اومد ازمن ودلم گذشتى رفتى با قايق عشقت
سوى روشنى فردا من و دل امّا نشستيم چشم به راهت لب دريا ديگه رو خاك وجودم نه گلى هست نه درختى لحظه هاى بى تو بودن مى گذره امّا به سختى دل تنها و اسيرم داره اين گوشه مى ميره ولى حتّى وقت مردن باز سراغتو مى گيره مى رسه روزى كه ديگه قعر دريا مى شه خونم امّا تو درياى عشقت باز يه گوشه اى مى مونم
|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 10 اسفند1385 ساعت 15:50
در این شهر ...
در این شهر پر از آشوب دلی بی گانه می خواهم
|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 10 اسفند1385 ساعت 15:47
خسته ام ...
خسته ام از حبس ديوار و قفس خسته ام از حجم سنگين نفس خسته ام از ابر و باران و غبار از طلوع و از غروب اين ديار خسته ام از ديدن هر منظره از طبيعت در درون پنجره خسته ام از رفت و آمدهاي دور از كوير و دشت و صحراي عبور خسته ام از خستگي و سادگي خسته ام از عشق و از دلدادگي
|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 10 اسفند1385 ساعت 15:45
تنها تو در خاطرمي ...
«تنها تویی در خاطرم» با من بمان ای همصدا ، تا آخره اسم سفر از جاده های پر خطر ، این خسته را با خود ببر با من بخوان ای همنوا ، شعر سپید عاشقی این واژه را با هر زبان ، تنها توئی که لایقی من صد بیابان عاشقم ، دریای عشقم را ببین از آسمان قلب من ، گلهای حسرت را بچین در کوچه های عاشقی ، من عابری دلخسته ام از من گذشتم با دلم ، چون بر دلت دل بسته ام در فصل سرد عاشقی ، من گرم پندار توام در وصف عشقت مانده ام ، حالا پی شعری نوام در شهر بی سامان شب، با یاد تو من شاعرم از قصه های شهر شب ، تنها توئی در خاطرم .... |+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 10 اسفند1385 ساعت 15:43
چشمات ...
وقتی با منی حواستو جمع كن وقتی پيشمی شيطونيتو كم كن نه اينورنه اونور فقط خودمو نيگا كن وقتی كه منم نيستمو تنهاييی تو كوچه تو خيابون يا كه هر جايی نه اينور نه اونور جلوی پا تو نيگا كن چشمات واسه من نيگات واسه من تا حرف می زنی صدات واسه من تا ناز ميكنی عدات واسه من حتی گل خنده هات واسه من بگو چشماتو از غريبه ميبندی بگو هيچ جا بلند بلند نمي خندی بزار تا به همه آدما ثابت شه كه تو به عشق من هميشه پا بندی چشمات واسه من نيگات واسه من تا حرف می زنی صدات واسه من تا ناز می كنی عدات واسه من حتی گل خنده هات ماله من |+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 10 اسفند1385 ساعت 15:42
خوش آن خوابي كه بيداري نمي بيند !!!!!!!!
خوش آن خوابي كه بيداري نمي بيند! ميدونم |+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 10 اسفند1385 ساعت 15:39
بيان احساسات ....
چشمانم در نگاهش ساعتها خيره ماند
نداشتيم حرفي براي هم زيرا قلبهايمان در حال نجوا بودند سكوت را ترجیح دادم ميداد بوسيدن لبهايش آزارم هوس عشق مقدسمان را با هوسي زودگذر آلوده نكردم
|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 10 اسفند1385 ساعت 15:37
دوستت دارم ...
با تمام وجود صدایت می کنم . صدایت می کنم تا نگاهم کنی ، نگاهم کنی تا چشمان پر از اشکم را ببینی ، اشکهایم را ببینی تا دلت برایم بسوزد ، دلت بسوزد تا یک لحظه بیشتر کنارم بمانی . آن وقت از ته دل فریاد خواهم زد و به تو خواهم گفت صادقانه دوستـــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم آن وقت شاید دیگر هرگز تنهایم نگذاری هرگز
|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 10 اسفند1385 ساعت 15:33
هدیه ای برای عشق ...
خواستم هدیه ای برایت بفرستم
گل گفت :مرا بفرست با عطر خود او را شاد سازم گفتم او خودش گل است خار گفت: مرا بفرست تا به چشم دشمنانش فرو روم گفتم او آنقدر مهربان است که دشمن ندارد بلبل گفت مرا بفرست تا با آوازم او را شاد سازم گفتم نه او خوش صداست ناگهان صدای قلبم به گوشم رسید صدای تاپ تاپ قلبم بود که می گفت مرا بفرست تادوستش بدارم |+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 10 اسفند1385 ساعت 15:31
بوسه ...
گفته بودم که اگر بوسه دهی توبه کنم که دگر باره از این گونه خطاها نکنم بوسه دادی و لبم از لب تو شد جدا توبه کردم که دگر توبه ی بیجا نکنم
|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 10 اسفند1385 ساعت 15:28
مستي ...
مستی هم درد منو دیگه دوا نمیکنه غم با من زاده شده منو رها نمیکنه
|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 10 اسفند1385 ساعت 15:27
والاترين و قدرتمند ترين قانون زندگی عشق است.
|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 10 اسفند1385 ساعت 3:13
xxxxxxxxx
تو اوج رویای منی
کاشکی لحظه ای تو رویای تو باشم
تموم دنیای منی
کاشکی زره ای تو دنیای تو باشم
|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 10 اسفند1385 ساعت 3:6
|