تبليغاتX
◦◦◦◦◦۝ دهکده ی به نام عشق ۝◦◦◦◦◦
◦◦◦◦◦۝ دهکده ی به نام عشق ۝◦◦◦◦◦
اگر عشقی نباشه آدمی نیست...و اگر آدم نباشه زندگی نیست...
عشق چيز خاصي است

عشق چيز خاصي است

 

يک رفت و آمد نيست

 

عشق تنها يکبار بر تو حادث مي شود

 

اما واقعي است

 

عشق آن هنگامي است که تنها بدان مي انديشي

 

که او کجاست

 

عشق چون معجزه است

 

 که به سختی توجیه می شود

 

عشق زماني است که تو او را ايمن از

 

باد و باران می داری

 

عشق آن هنگامي است که تو او را در آغوش مي کشي 

و زمان را از ياد مي بري

 

عشق آن هنگامي است که تو او را مي بيني

 

و بی قرار می گردی

 

عشق آن هنگامی که تو در می یابی

 

 استتمايلاتت را

 

عشق آن هنگامي است که تو نام او را

 

بر سراسر آسمانها مي نويسي

 

عشق آن هنگامي است که تنها آرزويت

 

اينست که تو را با خود به دور دستها بري

 

عشق آن هنگامي است که تو او را مي بيني

 

و او در چشمانت ماندگار مي شود 

 

عشق آن هنگامي است که تو درمي يابي

 

که او همه چيز است

 

به عشق تو من يک ستاره خواهم ربود

 

و آن را به تو خواهم بخشيد....

 

|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 16 آذر1385 ساعت 23:14 |

به یاد داری؟

به یاد داری؟ 

به ياد داری، زمانی که می رفتی باران می باريد؟!...

به سويت دويدم تا راه رفتن را بر تو بربندم.

در نگاهت چشم دوختم و التماس ماندن کردم.

به ياد داری گفتم اگر تو بروی...

اگر از من خيال برگيری،

اگرمن را به تقدير بسپاری،...

بال پروازم خواهد شکست؟!...

اشک هايم را به ياد داری؟...

شکستنم را به ياد داری؟...

و تو...

به ياد داری گفتی در باران هم باز می گردی؟

…………….

اينجا باران می بارد.

و من نگاه به همان راه دوخته ام.

ای کاش می آمدی...

ای کاش..

من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو. به دو چيز اعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو. من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو.من اين دنيا را براي دو چي ميخواهم يكي تو وديگري با تو

|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 16 آذر1385 ساعت 23:13 |

زندگی ..
زندگی به ۳ چیز پایدار است

۱-امید  ۲-صبر ۳-گذشت. کسی که هر یک از این ها را داشته باشد هرگز فرو نمی ریزد

|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 16 آذر1385 ساعت 23:9 |

تو ...
دستهایم برایت شعر می نویسند

اما تو هرگز نخواهی خواند

آتش عشق در چشمانم غوطه می زند

ولی تو هرگز نخواهی دید

نه تو هرگز مرا نخواهی فهمید

و من با این همه اندوه از کنارت خواهم گذشت

و باز تو درک نخواهی کرد

 

|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 16 آذر1385 ساعت 23:5 |

عشق
عشق عشق می آفریند       عشق زندگی می بخشد

زندگی رنج به همراه دارد        رنج دلشوره می آفریند

دلشوره جرات می بخشد        جرات اعتماد به همراه دارد

اعتماد امید می آفریند            امید زندگی می بخشد

زندگی عشق می آفریند         عشق عشق می آفریند

                       .....و از عشق مردن

                      سفریست به سوی خدا

|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 16 آذر1385 ساعت 22:44 |

هفت شهر عشق
هفت شهر عشق

شهر اول :نگاه و دلربایی

شهر دوم :دیدار و آشنایی

شهر سوم :روزهای شیرین و طلایی

شهر چهارم:بهانه،فکر،جدایی

شهر پنجم:بی وفایی

شهر ششم:دوری و بی اعطنایی

شهر هفتم:اشک،آه،تنهایی

|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 16 آذر1385 ساعت 22:38 |

عشق
رودها در جاری شدن

و علفها در سبز شدن معنی پیدا می کنند

کوه ها با قله ها

و دریاها با موجها زندگی پیذا می کنند

و انسانها و همه ی انسانها با عشق،

فقط با عشق

پس با خدایا بر من رحم کن

بر من که میدانم ناتوانم رحم کن

باشد که خانه ای نداشته باشم

باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشم

باشد که حتی دست و پایی نداشته باشم

اما نباشد ،هرگز نباشد

که در قلبم عشق نباشد،هرگز نباشد

                                                  شلال

|+| نوشته شده توسط شلال در پنجشنبه 16 آذر1385 ساعت 22:35 |