تبليغاتX
دهکده عشق
Persian/Farsi Blogs
Persian/Farsi Blogs

برای مشاهده امتیاز این وبلاگ در فارسی بلاگز، امتیاز بدهید
اگر عشقی نباشه آدمی نیست...و اگر آدم نباشه زندگی نیست...
كل بازديدها:
افراد آنلاین:


دهکده عشق







سال ها عشق را

 

زيباترين و شيرين ترين

 

لحظات زندگي مي دانستم

 

به خودم مي گفتم

 

عشاق هميشه خوشحالند

 

فكر مي كردم عشق يعني

 

ع علاقه به تو

 

ش شوق ديدار تو

 

ق قلب تكامل يافته

 

اما حالا مي فهمم

 

ع عزيزم رفت

 

ش شب هاي بي تو

 

ق قلب شكسته

 

آري

 

اين است الفباي عشق

 


+ نوشته شده در  سه شنبه 11 تیر1387ساعت 19:59  توسط شلال  | 


همیشه به بلنــدی شــب یلدا مــی خندیــدم ..

بلند ، طولانی ، ماندگار ...

فقـــط بــرای 1 دقیقـــه

چقدر خندیدم بــرای این 1دقیقـــه !

اما آن روز که بار سفر بسته بودی و گفتم 1 دقیقـــه بیشتر بمان و تــو گفتی :وقت تنــگ است ، کوله بــار بــاید بســت ، بــاید رفــت !

آن روز فهمیدم ایــن 1 دقیقـــه های خــاکستــری چه غـــوغــاهــایی می کنند ..

۱ دقیقـــه بــا تــو بودن چقدر :

مهــــــم ، طولانـی ، مــاندگار اســت !

چقدر گریســـتم بــرای این 1 دقیقـــه !

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 تیر1387ساعت 1:11  توسط شلال  | 


چند عکس فانتزی

نظره یاد نره


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 1:7  توسط شلال  | 


4 تیر ماه ، روز مادر فراموش نشه !


 
یادتون باشه که همیشه عزیزانمون را در بهترین زمان فراموش نکنیم !

http://ufile.info/up/files/8y0dg21jk2ymnwuv1ocw.jpg

مردی در مقابل گل فروشی ایستاده بود و می خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.

وقتی از گل فروشی خارج شد دختری را دید که روی جدول خیابان نشسته بود و هق هق گریه می کرد . مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید :دختر خوب ، چرا گریه می کنی ؟

دختر در حالی که گریه می کرد گفت: می خواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی فقط 75 سنت دارم در حالی که گل رز 2 دلار می شود/ مرد لبخندی زد و گفت:با من بیا ، من برای تو یک شاخه گل رز قشنگ می خرم .

وقتی از گل فروشی خارج می شدند مرد به دختر گفت: مادرت کجاست ؟ می خوای برسونمت ؟ دختر دست مرد را گرفت و گفت : آنجا و به قبرستان آن طرف خیابان اشاره کرد .

مرد او را به قبرستان برد و دختر روی قبر تازه نشست و گل را آنجا گذاشت.

مرد دلش گرفت ، طاقت نیاورد، به گل فروشی برگشت، دسته گل را گرفت و 200 مایل رانندگی کرد تا خودش دسته گل را به مادرش بدهد.

یادت نره یک مادری دارید که همیشه با شما بوده و هست.

+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 0:57  توسط شلال  | 


این کارت پستال زیبا هم تقدیم به مادر عزیزم و تمام زنان و مادران ایرانی (به مناسبت روز مادر)

+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 0:16  توسط شلال  | 


گريه کردم

 

 اشک بردلم مرحم نشد

 

 ناله کردم

 

 ذره اي ازدردهايم کم نشد

 

درگلستان

 

 بوي گل بسيار بوييدم

 

 ولي از هزاران گل

 

گلي همچون تو پيدا نشد

+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 0:7  توسط شلال  | 


قصه نيستم

 

که بگويي

 

نغمه نيستم

 

 که بخواني

 

صدا نيستم

 

که بشنوي

 

يا چيزي چنان که ببيني

 

يا چيزي چنان که بداني

 

من درد مشترکم

 

مرا فرياد کن

+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 0:4  توسط شلال  | 


بی وفا عشق من به خدا اشک من

می مونه رو گونم تا بیایی پیش من

 رفتی و بعد تو چه زجری کشیدم

 هنوز تار موتو به دنیا نمی دم

تو رو به خاطراتمون منو بی خبر نزار

 تو رو به اشکمون قسم منو چشم به در نزار

 باشه می رم از پیشت خداحافظ عشق

 ببخش روی نامه هام باز چکیده اشک من

 دلت موندنی نبود... خداحافظ عشق من

حالا که نموندی بگو از من چی دیدی

چه ساده نشستی چه ساده پریدی

 بغضمو وقت جدایی هی نگه داشتم به سختی

 حتی واسه دلخوشیمم دست تکون ندادی رفتی

 پس بزار روی ماهتو دم آخر نگاه کنم 

سخت با خاطراتمون با دل خون وداع  کنم

 وقت رفتنت نبود خدا حافظ عشق من

  دلت میشکنه یه روز می دونی قدر اشک من

 سخت گفتنش ولی... خداحافظ عشق من

+ نوشته شده در  جمعه 31 خرداد1387ساعت 23:49  توسط شلال  | 


 

آن روز دریا آرام بود

بدون موج

بر خلاف طوفانی که روز قبل بر پا شده بود

درست مثل قلب من

که آرام گرفته بود ....

چه آرامش عجیبی در قلبم بود

برای لحظه ای فکر کردم

که این آرامش امروز من است که موجهای دریا را آرام کرده

چقدر همه چیز دوست داشتی شد

وقتی به انتهای دریا نگاه می کردم

همون جایی که دیگه نمی تونی بفهمی که داری ...

به دریا نگاه می کنی یا آسمون

چقدر همه چیز بی نظیره وقتی صدایی

جز جریان آرام آب دریا و نفسهای تو به گوش نمی رسه

رویای زیبایی بود ...

 

+ نوشته شده در  جمعه 31 خرداد1387ساعت 23:46  توسط شلال  | 


صدایم کن از بارش بید مجنون

دل روشنی دارم ای عشق

صدایم کن از هر کجا می توانی

صدا کن مرا از صدفهای سرشار باران

صدا کن مرا از گلوگاه سبز شکفتن

صدایم کن از خلوت خاطرات پرستو

بگو پشت پرواز مرغان عاشق

چه رازیست؟

بگو با کدامین نفس

می توان تا کبوتر سفر کرد؟

بگو با کدامین افق

می توان تا شقایق خطر کرد؟

مرا می شناسی تو ای عشق

من از آشنایان احساس آبم

و همسایه ام مهربانیست

و توفان یک گل

مرا زیر و رو کرد

پرم از عبور پرستو

صدای صنوبر

سلام سپیدار

پرم از شکیب و شکوه درختان

و در من طپشهای قلب علف

 ریشه دارد

دل من ، گره گیر چشم نجیب گیاهست

صدای نفسهای سبزینه را می شناسم

و نجوای شبنم

مرا می برد تا افقهای باز بشارت

مرا می شناسی تو ای عشق

که در من گره خورده احساس رویش

گره خورده ام من به پرهای پرواز

گره خورده ام من به معنای فردا

گره خورده ام من به آن راز روشن

که می آید از سمت سبز عدالت

دل تشنه ای دارم ای عشق

صدایم کن از بارش بید مجنون

صدایم کن از ذهن زاینده ابر

مرا زنده کن زیر آوار باران

مرا زنده کن در نفسهای بار آور برگ

مرا خنده کن بر لبانی

که شب را نگفتند

مرا آشنا کن به گلهای شوقی

که این سو شکستند وآن سو شکفتند

دل نورسی دارم ای عشق

مرا پل بزن تا نسیم نوازش

مرا پل بزن تا تکاپوی خورشید

مرا پل بزن تا ظهور جوانه

مرا پل بزن تا سحر

تا سبد های بارآور باغ

دل عاشقی دارم ای عشق

صدایم کن از صبر سجاده شب

صدایم کن از سمت بیداری کوه

صدایم کن از اوج یک شیهه

بر قله صبح

صدایم کن از صبح یک مرد

بر مرکب نور

صدایم کن از نور یک فتح

بر شانه شهر

ترا می شناسم من ای عشق

شبی عطر گام تو در کوچه پیچید

من از شعر پیراهنی بر تنم بود

به دستم چراغ دلم را گرفتم

و در کوچه عطر عبور تو پر بود

و در کوچه باران چه یکریز و سرشار

گرفتم به سر چتر باران

کسی در نگاهم نفس زد

و سرتاسر شب

پر از جستجوی تو بودم

و سرتاسر روز

پر از جستجوی تو هستم

صدایم کن ای عشق

صدایم کن از پشت این جستجوی همیشه

دل روشنی دارم ای عشق .....

 

+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت 1:29  توسط شلال  | 


 من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم:

 درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان

 غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو!

 کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و

 کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ

 بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي

 

+ نوشته شده در  جمعه 3 خرداد1387ساعت 17:53  توسط شلال  | 


اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد
+ نوشته شده در  جمعه 3 خرداد1387ساعت 17:52  توسط شلال  | 


می نویسم به یـــــــــادت می نویسم به نامت

 

تا همیشه در قلبم یاد تو برایم خاطــــــره باشد

 

می نویسم که همیشه در خاطــــــراتم زنده باشی

 

با اینکه فراموش شده ام بازم هم به یادت می نویسم

 

تا دلـــــــــــــم  به ایـــن نوشـــته ها امــیـــدوار باشد

 

دســـتــــهایم از نوشتـــن هیچوقت خسته نمی شوند تا

 

زمانیکه برگردی فــقــط یک بار بگویی دوستت دارم

 

 آن روز فقط برای یه لحظه فکر میکنم که تمام دنیا را

 

 دوباره به من دادند می نویسم به یاد روزهایی که برایم

 

هر روزش،سالها و هر ماهش،قرنها بود می نویسم به یاد

 

 آن روز هایی که قلبم هزاران بار شکست ولی هچوقت

 

نذاشت که تو شکستن آن را بفهمی می نویسم برای تو

 

تا بهت بفهمانم که دوست داشتن یعنی چه ولی افسوس

 

فکر نکنم که تو هیچوقت معنی دوست داشتن را درک کنی

 

می نویسم ولی ..............

+ نوشته شده در  جمعه 3 خرداد1387ساعت 17:45  توسط شلال  | 






        








+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 اردیبهشت1387ساعت 2:7  توسط شلال  | 


 

آی دختره آی دختره آی دختره
آی دختر ابرو کمون آی دختر بالا بلند
آی دختر خوب و نجیب آی دختر گیسو کمند
آی دختر گیسو کمند

وایسا میخوام نگات کنم
هر چی دارم فدات کنم
جوونیم و پات بریزم و
قربونیه چشات کنم
قربونیه چشات کنم
آی دختره آی دختره آی دختره

هر چی بخوای همون میشم
اگه بخوای جوون میشم
باید تو مال من بشی
وگرنه نصفه جون میشم
وگرنه نصفه جون میشم
وقتی میای تو کوچه مون
غوغا میشه محله مون
همسایه ها میگن اومد
باز دختر شاه پریون
دختر شاه پریون
آی دختره آی دختره آی دختره

میخوام با رنگ اون چشات
رودخونه ها را رنگ کنم
این خونهء قدیمی رو
بخاطرت قشنگ کنم
میخوام خدا اسم ما را تو آسمونا حک کنه
میخوام خدا به این من ویرونه دل کمک کنه
هر چی بخوای همون میشم
اگه بخوای جوون میشم
باید تو مال من بشی
وگرنه نصفه جون میشم
وگرنه نصفه جون میشم
وقتی میای تو کوچه مون
غوغا میشه محله مون
همسایه ها میگن اومد
باز دختر شاه پریون
دختر شاه پریون
آی دختره آی دختره آی دختره

آی دختره آی دختره آی دختره
آی دختر ابرو کمون آی دختر بالا بلند
آی دختر خوب و نجیب آی دختر گیسو کمند
آی دختر گیسو کمند

وایسا میخوام نگات کنم
هر چی دارم فدات کنم
جوونیم و پات بریزم و
قربونیه چشات کنم
قربونیه چشات کنم
آی دختره آی دختره آی دختره

    
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 اردیبهشت1387ساعت 2:4  توسط شلال  | 


من همون تنهاترینم که دلم رو به عشق تو سپردم

تو همون امید بودنی که به امید تو هنوز نمردم

من همون خیلی دیوونم که همیشه عاشقت میمونم

تو همون معشوق نابی که روز و شب اسمتو میخونم

من همون خسته ترینم که دیگه طاقت دوریتو ندارم

تو همونی که آرزومه دست تو دست گرم تو بذارم

من همون دریای دردم که میخوام دورت بگردم

تو همونی که اگه بخندی منم با خنده هات میخندم

من همون عاشق ترینم که اگه بخوای واست میمیرم

تو همون فرشته نجاتی که یه روز میای و نمیذاری من بمیرم

من همون بدون ماهم که حتی ستاره هم ندارم

تو همون ماه و ستارم که با تو دیگه هیچی کم ندارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 اردیبهشت1387ساعت 2:3  توسط شلال  | 


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 اردیبهشت1387ساعت 1:58  توسط شلال  | 


زندگی بازی نیست

     زندگی برگ پژمرده پاییزی نیست

       زندگی:

           بوته خشک کویر 

               ریشه پوک درخت

                    خزه خیس قنات

                         یاکلوخ لب جوی

               خس وخاشاک بیابانها نیست

 زندگی زیستن است

     حرکت پیوسته رود 

        پوشش چشمه نور

            موج سنگین دل دریاها

            رویش سبز بهار

              گل امید نگاه عاشق

           تپش قلب کبوترهادرباران است

+ نوشته شده در  شنبه 4 اسفند1386ساعت 18:29  توسط شلال  | 


خواستم برای از دست دادنت اشک بریزم دیدم تمام اشکهایم را برای به دست اوردنت ریخته ام

                    

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 12:22  توسط شلال  | 


امشب به تو فکر میکنم     در خلوت بی خوابی ام

      حتی اگر عاشق تو بودن اشتباه است

قلبم مرا مجبور میکند که اشتباه کنم

چون در وجود تو گم شده ام

و طاقت این را ندارم  که در کنار تو نباشم

هر چه دارم فدا میکنم تا بتوانم 

 تنها یک شب دیگر در کنار تو باشم

حاضرم جانم را به خطر بندازم

تا تو را در کنار خود حس کنم  

چون تحمل این را ندارم

که با خاطره اهنگمان زندگی کنم

هر چه دارم امشب فدای عشق تو میکنم

ایاتو میتوانی احساس مرا درک کنی؟

که در خیال به چشمان تو نگاه میکنم   

 و میتوانم تو را در ذهنم به وضوح

روشن و رخشان ببینم

در حالی که تو بسیار از من دور هستی

مانند ستارهای در دور دستها که ارزویم را به ان میگویم.

+ نوشته شده در  شنبه 27 بهمن1386ساعت 21:48  توسط شلال  | 


+ نوشته شده در  شنبه 27 بهمن1386ساعت 21:44  توسط شلال  | 


حکايتي مينويسم بر پرده دل اگر عاشقي عشق را باور کن

 بر آستان قلبت بنويس عاشقم تا وقتي زنده ام تاج عشقت

 را بر سر بگذاربا کلامي ساده فرياد بزن دوستت دارم

 دوستت دارم نگاهت را از عشقت بر نداردستت را از

دستش جدا مکن برايش بمان برايش بميرحالا که ميدانم تو هم

عاشقي آفرين به تو آفرين به تو توكه با من تا آخر

 حکايت آمديآفرين به تو که وفادارحکايت عشقي

 

+ نوشته شده در  شنبه 27 بهمن1386ساعت 21:39  توسط شلال  | 


فراموش کردنت

 


نامه رو پاره کردي جلوي  چشمم                  فکر کردي اينجور ديوونه ميشم

خدا   وکيلي   از   سرتم   زياديم                    فکر  کردي  دنبال  هوس بازيم

برو خوش باش با هر کي ميخواي                 فقط    جلوي    چشمام  نياي

نميخوام نگاهت  تو  نگاهم بيفته                  آخه تو چي بودي جز يه تحفه

فکرم  و  از   يادت   خالي  ميکنم                 اگه  بميري  چه  حالي ميکنم

نميخوام   از تو ديگه اسمي بيارم                يا  به ياد  تو شبها  سر  بزارم


              براي فراموش کردنت يکي دو روزي کافيه

          فکر نکني  هنوز عشقت  تو  قلبم باقيه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 12:0  توسط شلال  | 


در دادگاه عشق

 

                        قسمم قلبم بود

 

                                                   وكيلم دلم بود

 

                                                                          و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان

 

 

قاضي نامم را بلند  خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد

 

                                                                                      پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ

 

كنار چوبه ي دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگويم

 

                                                                                                      و من گفتم به تو بگويند:

                                                                                                          " دوستت دارم"

                                                                                           M - A

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 13:56  توسط شلال  | 


 آن روز که تو را دیدم وبه آن نگاه پرخروشت دل باختم

 

 غربت چشمانت را چه آشنا یافتم آن نگاه با من غریبه نبود

 

 نگاه تو را در امتداد رویاهایم دیده بودم 

 

 وآن روز که نگاهم به نگاهت پیوند یافت

 

 قلب بیمار اما عاشقم به تپش افتاد ومن

 

 ومن زندگی دوباره را با عشق تو یافتم

 

 ای زندگانی من 

    

 ای همه وجود من  

 

 ای آغاز وپایان من  

  با تمام وجود ترانه دوست داشتن تو را فریاد می زنم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 بهمن1386ساعت 12:38  توسط شلال  | 


ای عزیز ترین کس در زندگیم

به تو می گویم

به تو که پر کننده تنهایی های منی

به تو که آرام کننده درد منی

به تو که آرامش دهنده قلب منی

به تو می گویم

به تو که هرچه دارم از تو دارم

به تو که عزیز ترینی

به تو که جانم برای تو است

به تو می گویم

می گویم که

تا جان در بدن دارم

وتا قلب من نوازشگر سینه ام است

تو را دوست دارم و قلبم برای تو خواهد زد

و دم و بازدم نفسم برای تو است

ای تنهاترین عشق و ای بهترین عشق

+ نوشته شده در  جمعه 19 بهمن1386ساعت 11:21  توسط شلال  | 


    

سلام بهونه قشنگ من براي زندگي

آره باز هم منم همون ديوونه هميشگي

فداي مهربونيات چي مي كني با سرنوشت

دلم واست تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت

فداي تو نمي دوني بي تو چه دردي مي كشم

حقيقت و واست بگم به آخر خط رسيدم

رفتي و من تنها شدم با غصه هاي زندگي

قسمت تو سفر شده قسمت من آوارگي

به خاطرت مونده يكي هميشه چشم براهته

يه قلب تنها و كبود هلاك يك نگاهته

روزات بلند يا كوتاه دوست شدي اونجا با كسي

بيشتر از اين منو نزار تو غصه و دلواپسي

يه وقت منو گم نكني تو دوده و شهرغريب

كه سرزمين غربته با صد تا نيرنگ و فريب

فداي تو يه وقت شبا بي خوابي خستت نكنه

غم غريبي عزيزم زده و شكستت نكنه

امروز ديدم ديگه داري منو فراموش مي كني

فانوس آرزوها مو داري خاموش مي كني

گفتم واست نامه بدم نگي عجب چه بي وفا

با اين كه من خوب مي دونم جواب نامه با خداست

عكساي نازنين تو با چند تا گل كنارمه

يه بغض كهنه چند روزه دائم در انتظارمه

وقتي تو نيستي چه كنم با اين دل بهونه گير

مگه نگفتم چشمات و از چشم من هيچ وقت نگير